تبليغاتX
آسمان - "سواد رسانه ايي " Media – Literacy

سواد رسانه ای فرایند دسترسی، ارزیابی و تحلیل و ساخت پیام ها در شکل های گوناگون است.

سواد رسانه‌يي را بايد از دو منظر تخصصي وعمومي ‌نگاه كرد. در حوزه‌ي تخصصی بايد برسي كرد رسانه ها با چه ادبيات و تکنیک هایی محصولات رسانه ای را تولید می کنند و درمقابل آيا مخاطبان با اين ادبيات و تکنیک ها آشنا هستند‌ و در واقع توانايي درك پيام‌هاي آن‌ها را دارند .

بر این اساس، کارشناسان حوزه ارتباطات ، سواد رسانه ای را از دو منظر مورد توجه قرار می دهند:

 

  1. سوادی است که در شرایط انبوه شدن پیام ها در سپهر ارتباطی، مخاطب فرامی گیرد چگونه به آسانی پیام های مورد نیاز خود را پیدا کند.به عبارتی سواد رسانه ای توانایی تشخیص پیام هاست که مخاطب بداند رسانه ی مورد نظر پیام را با هدف خبر رسانی منتشر می کند یا قصد پروپاگاندا دارد. سواد رسانه ای یک مدل ساختاری بر مبنای پژوهشگری را به کار می گیرد و مخاطب را تشویق و تحریک می کند تا سئوالاتی را درباره سازندگان پیام هایی که می بینند، می شنوند و یا می خوانند، مطرح کنند. به بیان دیگر، ابزاری را فراهم می کند تا به مخاطب به طور منتقدانه پیام های رسانه ای که حاوی پروپاگاندا، سانسور و سوگیری بررسی کند و با توجه به ویژگی های ساختاری نظیر مالکیت رسانه و ... دلایل تولید پیام را دریابد. تحصيل سواد رسانه اي عامل ایجاد نگاه و تفكر انتقادي در افراد است که در پرتو آن، فرد مي آموزد كه عميق و دقيق به ذات برنامه ها و نوشته ها و شنيده ها بيانديشد و به نقد آنها بپردازد؛ و از طرفي به نوعي رويارويي پيچيده با خروجي رسانه ها نيز دست يابد.بدین ترتیب، در جامعه‌اي كه افراد قدرت تجزيه و تحليل پيام‌هاي رسانه‌يي را دارند، آن جامعه از توسعه‌ي انساني و اجتماعي بيشتري برخوردار است. از این منظر، هدف سواد رسانه ای  تبدیل فرایند مصرف رسانه ها به یک فرایند انتقادی و فعال است که به مردم کمک می کند تا آگاهی بیشتری نسبت به آثار پیام های رسانه ای کسب نمایند و نقش رسانه های جمعی و رسانه های مشارکتی را در خلق واقعیت درک کنند. مخاطب بخوبي مي آموزد كه به غير از انتخاب رسانه از لحاظ سليقه و شكل به ادراك دقيق مواردي چون آگهي ، سرمقاله ، گزارش ، خبر و ... در رسانه هاي مختلف ديداري ، شنيداري ، مكتوب و الكترونيكي نيز بپردازد.

 

 

 

  1. سواد رسانه ای، فراگیری چگونگی تولید پیام با استفاده از رسانه های چاپی، سمعی و بصری و... است.

بنابراین، سواد رسانه‌يي به معناي مهارت، توانمندي و قابليت استفاده از وسايل ارتباط جمعي و آشنايي با تكنيك‌ها و فنون ويژه‌ي شكل گيري پيام‌هاي رسانه‌اي است، همچنین  شامل تكنيك‌هايي است كه براي تهيه پيام‌ها‌ي رسانه‌يي به كار برده مي‌شود، مانند ارزش‌هاي خبري در اصول روزنامه نگاري از اين رو كمتر مردم عادي با اين تكنيك‌ها آشنايي دارند.به عبارت دیگر، سواد رسانه ای « دانش چگونگي کارکرد رسانه در جامعه» و« فهم محدوديت ها و موانع فرهنگي, اقتصادي, سياسي و فني خلق، توليد و انتقال پيامها» است. بر این اساس، سواد رسانه ای افراد را به سازندگان ماهر پیام های رسانه ای و به وجود آورندگان رسانه های مستقل تبدیل می کند.



 

- بيشتر مفهوم سازي ها در مورد سواد رسانه اي شامل اين عناصر و موارد مي شود: رسانه ها ساخت يافته هستند و واقعيت را ترسيم مي کنند. رسانه ها جنبه هاي پنهان و نهفته تجاري دارند, آنها جنبه هاي ايدئولوژيکي و سياسي را نيز در بر مي گيرند. فُرم و محتوا در هر رسانه اي با هم رابطه دارند؛ هر کدام از اين دو جنبه زيبايي شناختي ها , کدها و اصول و دريافت کنندگان خاص خود را دارد و معنا را در رسانه ها انتقال مي دهد.

 

 

سواد رسانه اي يك مفهوم قديمي است كه مارشال مك لوهان(Marshall Mcluhan) در سال 1965 اولين بار آن را در كتاب خود تحت عنوان "درك رسانه: توسعه ابعاد وجودی انسان" Understanding Media: The Extensions of Man اين واژه را بكار برده است. مك لوهان معتقد بود : "زماني كه دهكده جهاني فرا رسد بايد انسان ها به سواد جديدي به نام "سواد رسانه اي" دست يابند" .

·        جهان

سواد رسانه ای به عنوان یک ماده درسی در نظام آموزشي بسياري از كشور ها تدريس مي شود:

آموزش رسانه ای در بریتانیا، استرالیا، آفریقای جنوبی، کانادا و آمریکا و همزمان در کشورهای نیوزیلند، ایتالیا، یونان ، اتریش و سوئیس توسعه یافت.

سواد رسانه ای به طور کلی به عنوان ابزاری برای حمایت مردم دربرابر آثار منفی رسانه های جمعی به وجود آمد. بریتانیا نخستین کشوری بود که در دهه 1930 به این مقوله پرداخت. در دهه 1960 تاکید بر توجه(و تربیت) به فرهنگ عامه به عنوان یک پارادایم به جای تاکید بر اقناع مردم نسبت به آثار زیان بار فرهنگ عامه به حوزه سواد رسانه ای راه یافت که به پارادایم هنرهای عامه شهرت یافت. طی یک بازنگری در زمینه سواد رسانه ای که در دهه 1980 صورت گرفت، مشخص شد قدرت ایدئولوژیک رسانه ها با بومی سازی تصویر رابطه دارد. همچنین، (موضوع) سواد رسانه ای بر مصرف تصاویر متمرکز گردید و به پارادایم تصویرگری (بازنمایی) شهرت یافت. در بریتانیا و استرالیا سواد رسانه ای به یک شاخه ویژه مستقل و به عنوان بخشی از برنامه آموزشی علوم زبانی تبدیل شد.

در اروپا آموزش رسانه ای صورت های متفاوتی یافت. در 1970 در فنلاند آموزش رسانه ای نخست در برنامه آموزش دوره مقدماتی و در 1977 در دبیرستان ها ارائه شد. اما آموزش رسانه ای آنگونه که ما امروز
می شناسیم، تا دهه 1990 در این کشور وجود نداشت. آموزش رسانه ای در سوئد در دهه 1980 و در دانمارک در دهه 1970 ظهور یافت. در کشورهای اسکاندیناوی، آموزش رسانه ای در دهه 1980 و 1990 کم کم به سوی اخلاقی کردن نگرش ها بر پایه  رویکرد جستجو گرانه و مردم محور بود کشیده شد. در دانمارک و در 1994 یک بازنگری در آموزش رسانه ای انجام شد اما تاکنون تنها به کنفرانس و نشست های رسانه ای برای آموزگاران پیرامون تولیدات محدود بوده است. در آلمان، مقالات تئوریک درباره سواد رسانه ای در دهه 1970 و 1980 نوشته شد و تمایل به آموزش رسانه ای در داخل و خارج از سیستم آموزشی رشد یافت.

 

در آمریکای شمالی مفهوم سواد رسانه ای به عنوان یک موضوع آموزشی نخستین بار در 1978 با شکل گیری موسسه AMLl همراه شد.  کانادا به عنوان کشور پیشرو در زمینه سواد رسانه ای در این منطقه محسوب می شود. در هر بخش از این کشور برای آموزش رسانه ای یک برنامه(متفاوت) وجود داشت. آموزش رسانه ای در دانمارک به دو دلیل شکل گرفت: نخست، نگرانی درباره نفوذ فرهنگ عامه امریکایی و دیگری نیاز سیستم آموزشی به متونی درباره پارادایم های آموزشی جدید. آموزش رسانه ای در مدارس رسمی آمریکا به کندی گسترش یافت. دلیل  آن، طبیعت غیر متمرکز سیستم آموزشی در کشوری با حدود 70 میلیون کودک در مدارس دولتی و خصوصی است. در این کشور، هیچ قدرت مرکزی یک برنامه آموزشی کشوری ارائه نکرده است. در آمریکا، حدود پنجاه مدرسه از آموزش سواد رسانه ای حمایت کردند . دانشگاه های پیشرو در این زمینه عبارتند از دانشگاه کلمبیا، نیویورک،تگزاس- آستین، تمپل که دوره هایی را در این زمینه تشکیل دادند.

پس از نابودی آپارتاید در آفریقا در 1994 و برگزاری انتخابات دموکراتیک، نیاز به آموزش رسانه ای احساس شد. نخستین کنفرانس ملی آموزش رسانه ای در آفریقای جنوبی در 1990 برگزار گردید و یک برنامه آمورشی جدید در 1997 تدوین گردید. از آن زمان تلاش شددر برنامه آموزشی ارزش ها و اصول جامعه دموکراتیک منعکس شود که به نظر می رسد فرصتی برای رشد ادبیات انتقادی و آموزش رسانه ای در شاخه های فرهنگی و زبان ها باشد.

 

·        پیشگامان سواد رسانه ای

از میان پیشگامان این رشته  نیل اندرسون /کانادایی، فرانک دابلیو بکر/امریکایی، جین بادریلارد/ فرانسوی، دیوید باکینگهام/انگلیسی، نوام چامسکی/امریکایی، استوارت هال/انگلیسی، مارشال مک لوهان/امریکایی، میدوری سوزوکی/ژاپنی، بریژیت تافت/دانمارکی و گریم ترنر/استرالیایی و ...  را می توان نام برد.

 

·        ایران

با وجود اینکه قدمت سواد رسانه ای در جهان به بیش از سه دهه می رسد اما زمان اندكي از ورود آن به ايران
مي گذرد. به همین خاطر، در کشور ما مبحث فوق العاده جواني محسوب می شود که عمر آن تنها به ‌٣ الي ‌٤ سال مي‌رسد
. مطالعه در زمینه سواد رسانه ای در کشور ما به نگارش چند مقالات  وانجام مصاحبه با اساتید رشته ارتباطات و ترجمه تعداد محدودی جلد کتاب و انجام تحقیقات معدودی، محدود می باشد.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/06ساعت 20:47  توسط سمیه  | 

 
function disableselect(e){ return false }function reEnable(){ return true }document.onselectstart=new Function ("return false") if (window.sidebar){ document.onmousedown=disableselect document.onclick=reEnable }