پرواز را به خاطر بسپار

نمی دانم چطور از پایان جشن پایان صحبت کنم، امروز ما جشن پایان تحصیلات خود را در یک فضای سرسبز برگزار کردیم ، به نظرم بی نظیر بود، بهترین و عزیزترین اساتید من لحظاتی از وقت گرانبهای خود را در این باغ در کنار دانشجویان بودند. آقایان دکتر فرهنگی، دکتر دادگران، دکتر عقیلی، خانم دکتر ببران و دکتر رسولی،  از دیدن تک تک آنها بسیار خوشحال شدم،  همکلاسی های خوبم که به همراه خانواده هایشان به باغ آمدند- خانم ها فرهانی، عالی نژاد، ستوده، خباز، قاسمی،حاجی محمد، افتخاری، زرساو ، آقایان حسین نیا، آخوندی، ستوده، احمدی، تقی زاده، حسینیان.  از دوست عزیزم منظر ممنونم که ما را شرمنده کرد و کلی خوراکی های خوشمزه(چیپس و انواع آجیل) آورده بود،همینطور از دکتر ببران گرامی که هندوانه و طالبی آوردند. از دکتر فرهنگی و دکتر دادگران عزیزم بابت گل زیبایشان بی نهایت ممنونم و  از پدرم که زحمت این جشن بر دوش ایشان بود، هزاران بوسه عشق بر دستان زحمتکشت می زنم

 

(در اولین فرصت عکس ها را لینک می کنم)

 اما دوستانی که نیامدند(چه قول آمدن داده بودند و نیامدند و چه از ابتدا گفته بودند که نمی آیند) چه بگویم جز اینکه جایشان خالی بود...     

امروز به یاد آنهایی افتادم که در زندگی مشوق و  یاورم بودند: پدر و معلم عزیز و مادر نازنینم که هر چه دارم از آنهاست، برادرم که سنگ صبور و امیدم است، مجید آقازاده و دیگر دوستان عزیزی که بی کران حمایت هایشان ، عامل موفقیت های من بوده و هست(فقط می توانم بگویم اجر همه حمایت های شما با خدایی که لطف بی کرانش به من همصحبتی عزیزانی چون شما بود) و مدیر و معلم گرانقدرم مصطفی ملکوتی که در کنار او آغاز کردم و به لطف آموزه هایش مراحل زندگی ام را بس متفاوت تر از پیش پشت سر   می گذارم، که امروز چقدر جای شما عزیزان خالی بود.

مقطع کارشناسی ارشد هم تمام شد در حالی که برخی از ما تشنه دانستن و دانستن و دانستنیم...   

خدایا برای کسب موفقیت در این مرحله از زندگی تو را سپاس می گوییم اما از دست و زبان که برآید کز عهده شکرش به در آید

 

نظريه انطباق ارتباطی

نظريه انطباق ارتباطی ، از سوي هاوارد گيلز، پرفسور ارتباطات دانشگاه كاليفرنيا- سانتاباربارا-  و همکارانش در دهه 1960 ارائه شد.
ادامه نوشته